تبليغاتX
دفتر هاي سبز من یا غم؟

 

 

ali

 

علی یعنی عدالت! علی یعنی تنهایی!

علی تنهاست.

علی در طول تاریخ تنهاست.

علی همیشه تنها است.

علی یعنی تنهایی. علی یعنی عدالت. علی یعنی قانون. علی یعنی عشق. علی یعنی حقیقت. علی یعنی شهامت. علی یعنی قدرت. علی یعنی صبر. علی یعنی بیداری. علی یعنی آگاهی. علی یعنی فریاد. علی یعنی تنهایی!

علی یعنی به خدا و مردم و عدالت و آزادی و حقیقت اندیشیدن.

نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387  توسط محسن  | 


 

 

دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس را

 

صبح روز پنج شنبه مورخ 28/6/87 قدم زنان بسوي كيوسك مطبوعاتي مي رفتم . پس از چاق سلامتي با متصدي  كيوسك  مشغول به ورق زدن روزنامه ها گشتم از كيهان گرفته تا اعتماد و...به اعتماد ملي رسيدم ، چي دارم مي بينم ! اشتباه مي كنم؟ نه حتما در اين چند ساعت تحولاتي شكل گرفته كه من از آن بي خبرم .دوباره خواندم ((سيد محمد خاتمي : مي خواهم بگويم نمي آيم دوستان مي گويند فعلا نگو ، حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي گفت در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم نامزد نخواهد شد.)) در يك چشم بهم زدن تمام برنامه هايم بهم خورد . آخر چرا؟

تازه ديروز ستاد 88 نفره جوانان حامي خاتمي شروع به كار كرد. نسل سومي ها با چه شور و شعفي به دنبال ساماندهي  تشكل هاي استاني بودند. پيامك هايي كه شروع به كار ستاد را تبريك مي گفت و هر كدام دوستان حامي سيد  را معرفي مي نمود همه نويد بخش شور و موجي ديگر به سان خرداد 76 بود.

اما حالا چه كنيم؟ رسيدن به اجماع كه شرط پيروزي است ديگر امري محال است و دوره نهم تكرار مي گردد و مردم اينبار ....واي بر من ..تماسهايم شروع شد . بچه ها در شوك بودند . تا يكي از دوستان ارامم كرد و گفت: عجله نكن منتظر بمان ، ما به سيد اطمينان داريم مگر جز اين است؟ گفتم نه

اما حالم طور ديگر بود .يكي از دوستان تماس گرفت و گفت برو به سايت ياري نيوز سري بزن . . فورا پا به دنياي مجازي نهادم و ديدم بله . اينبار هم شيطنت كردند. خبر را بلند خواندم تا كل خانواده مطلع گردند .((سيد محمد خاتمي : اگر قرار بود نيايم تا حالا اعلام كرده بودم )) به سرعت متن خبر را خواندم . سيد در حاشيه برگزاري مراسم افطاري موزه قرآن در پاسخ به سوال يكي از از حاظرين در خصوص اينكه چرا تا كنون  تصميم قطعي براي حضور در انتخابات نگرفته است گفت: اگر قرار بود نيايم تا حالا اعلام كرده بودم و فعلا بايد صبر كرد(به قول حاجي عزيز: just time) شادمان اين متن  را براي همه ارسال كردم ( حجت بر ما تمام گشت خاتمي خواهد آمد) و يكبار ديگر به درستي راهي كه در آن گام بر مي دارم پي بردم . بماند . ..

حالا تكليف ما چيست ؟ دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس را؟

در حالي كه رسانه هاي آنلاين حامي دولت با خط سياسي كاملا مشخص ضد اصلاحات و ضد خاتمي  تمام تلاش خود را براي اعلام عدم كانديداتوري سيد محمد خاتمي در انتخابات از زبان خودش كرده اند اما اينبار هم سيد محمد خاتمي نقشه هايشان را بر هم زد.  هراس اقتدارگريان از حضور او  بار ديگرمهر تاييدي بر پيروزي مجدد ماست و اين  بر نامه اي كه اقتدارگرایان در سر دارند تا   با بسيج تمام نيروهاي  خودبه هر طریقی مانع حضور خاتمی در انتخابات شوند، نشان می‌دهد كه این طیف به كمك اطلاعات دقيقي كه از آن برخوردار است، مطلع شده  كه نامزدی سيد محمد خاتمي  نزديك است . به قول محمد رضا يزدانپناه عزيز:( خاتمی به مثابه كابوس اقتدارگرایان)

 اما يك سوال همچنان باقيست چرا دوستان عزيز حزب اعتماد ملي وارد اين بازي گشتند با اينكه در اظهارات اخير خود حزبشان را نزديكترين حزب به سيد محمد خاتمي مي دانند.

به نظرمن  قليل افرادي از اعضاي حزب محترم اعتماد ملي بر اين انديشه اند كه اگر خاتمي وارد عرصه انتخابات نگردد  ساير احزاب هم از حجت الاسلام كروبي  حمايت خواهند كرد و اين مي تواند سبب پيروزي وي در انتخابات گردد. كه زمزمه اين برنامه  را در جريان انتخابات مجلس هشتم مي توان ديد كه اصرار بر كانديداتوري سيد محمد خاتمي بود . كه در صورت كانديداتوري وي در مجلس هشتم ديگر يگانه كانديد انتخابات خرداد 88 مهدي كروبي است. از سوي ديگر پا فشاري اعضاي اين حزب بر عدم كانديداتوري سيد محمد خاتمي مي تواند نوعي واكنش به مسائل مطرحه شده اخير باشد.  كه به راستي تا اندازه اي  حق دارند زيرا حق طبيعي آنهاست كه كانديداي حزبي خود را معرفي نمايند.و عملكرد انها كاملا حزبي و امري معقول بود. و واكنش بعضي از بزرگان در اين مورد كمي دور از انتظار بود.

 حال بايد چه كرد تا دوباره بر روي يك سفره جمع گردند.

صلح بهترين راه براي پيروزي

من حقير به عنوان يك جوان با ذكر دو دليل مي خواهم اساس  چنين تفكراتي را نادرست بشمارم تا ديگر جامعه سياسي كشور مان شاهد چنين دعاوي نباشد.و ما بار ديگر اصلاح طلبان را همگام با هم ببينيم.

اين دودليل به شرح ذيل است.

دليل اول خطاب به دوستان حزب اعتماد ملي است كه تفکری ان چنین دارند كه در صورت عدم حضور خاتمي با حمايت ساير احزاب پيروزي از آن كانديداي مورد حمايت آنهاست

تجربة نشان مي دهد كه بخشي از رأي خاتمي به جذابيت‌هاي شخصيتي و ويژگي‌هاي فردي او برمي‌گردد، نه به حمايت احزاب و شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب. اين ويژگي هاي شخصي از ، زيبا سخن گفتن، فرهيخته بودن ، ديانت ، فروتني و  متانت، و انديشه هاي مدرن  و سوابق درخشان او در دولتهاي سابق تا خوش سيمايي و خوش پوشي او كه در نزد جوانان نيز نوعي ارزش بشما رميرود از او چنين شخصيت جذابي ساخته است. اين شواهد بيان شده در جاهاي زيادي از اين موضوع حكايت دارد . در انتخابات مجلس ششم و شوراي شهر اول (موفق‌ترين انتخابات‌هاي غيررياست جمهوريِ اصلاح‌طلبان) مجموع آراء پُررأي‌ترين نامزد‌هاي اصلاح‌طلبِ هر حوزه در سراسر كشور كمتر از 22 ميليون (رأي خاتمي در سال 80) بود.دكتر مصطفي معين با حمايت احزاب اصلاح‌طلب (مشاركت، مجاهدين انقلاب و نهضت آزادي) موفق به اخذ 4 ميليون رأي شد و آيت الله هاشمي رفسنجاني در مرحله دوم با حمايت تمام احزاب،‌ نيروها و چهره‌هاي ميانه‌رو و اصلاح‌طلب و نخبگان فرهنگي،‌ هنري و علمي كشور تنها 10 ميليون رأي آورد. خاتمي در سال 80 در شرايطي قريب به 22 ميليون رأي را از آن خود كرد كه تنها يك‌سال پس از آن اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراهاي دوم شكست سنگيني خوردند. به باور نگارنده، اگر كانديداي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست جمهوري 80، خاتمي نبود (مثلاً كانديداهاي چهارگانة اصلاح‌طلبان در سال 84 در سال 80 به جاي او نامزد مي‌شدند) هيچ معلوم نيست كه نتايج انتخابات چندان بهتر از سال 84 و انتخابات شوراهاي دوم مي‌شد. به تعبيري شايد بتوان گفت كه بخشي از رأي خاتمي تابع محبوبيت نيروهاي اصلاح‌طلب نيست و تنها با حضور خاتمي مي‌توان از چند ميليون راي اضافي متعلق به شخص او به نفع اصلاحات بهره برد.. رأي ويژة خاتمي تنها با آمدن خود او به سبد اصلاح‌طلبان ريخته مي‌شود نه با استفاده از عكسش در پوستر ديگر نامزدهاي اصلاح‌طلب. خروجي اين مطلب اين است با  حمايت تمام احزاب  اصلاح طلب از يك گزينه انتظارراي برابر با سيد محمد خاتمي را باطل مي نمايد . پس نياييم و به اميد اينكه اگر خاتمي وارد ميدان انتخابات نشود پيروزي از آن ماست مانع حضور وي گرديم.

 دليل دوم خطاب به بعضي از بزرگان حامي حضور خاتمي است كه حجت الاسلام مهدي كروبي را مانعي براي پيروزي خاتمي مي دانند.

كروبي از سرمايه‌هاي ارزشمند اصلاح‌طلبان و انقلاب اسلامي  است و خاتمي بايد در صورت پيروزي در انتخابات ازجدايي بيشترِوي و  حزبش از ساير احزاب  اصلاح‌طلب جلوگيري كند و از پتانسيل هاي  او و حزبش براي تحقق اهداف اصلاحي در دولتش استفاده نمايد. اما پاره‌اي از تحليل‌گران، نامزدي مهدي كروبي را به عنوان مانعي براي پيروزي خاتمي نام مي‌برند. تحليل توزيع آراي كروبي در مرحلة اول انتخابات رياست جمهوري 84 و مقايسة آن با توزيع استاني و شهري-روستايي آراء احمدي‌نژاد در مرحلة دوم انتخابات نشان مي‌دهد كه بيشتر آراء حاميان كروبي در مرحلة‌ دوم به سبد آراء احمدي‌نژاد ريخته شده‌است زيرا هردو با شعار اقتصادي 50 هزار تومان و سهام عدالت آمده بودند. از اين رو، در صورت آمدن خاتمي و شكل‌گيري فضاي دوقطبيِ «خاتمي-احمدي‌نژاد»، حضور كروبي احتمالاً بيشتر به زيان احمدي‌نژاد خواهد بود تا خاتمي. به نظر مي‌رسد كه در صورت نامزدي قطعي خاتمي،‌ كروبي در نهايت ولو دير به نفع او كنار مي‌رود اما اگر چنين نشود نيز احتمالاً خاتمي باز رأي خواهد آورد و اتفاقاً از آراء رقيبِ اصولگرايش به دليل حضور كروبي كاسته خواهد شد. سوابق ارزشمند و جديت كروبي، اعتماد حاكميت به او و قدرت چانه‌زني‌اش در بالا، به او ظرفيت ويژه‌اي براي ياري جريان اصلاحي بخشيده است و بزرگان اصلاحات نبايد از اين ظرفيت چشم‌پوشي كند. پس ديگر اين همه جنجال براي چيست ؟ بجاي اينكه مانع حضور سيد و شيخ عزيز گرديم تشكل هايمان را ساماندهي كنيم . از همين حالا به دنبال ايده هاي نوين براي انتخابات و تبليغات باشيم و براي هم موج منفي ارسال نكنيم و اعصابم يكديگر را نمودار sin-cosمبدل نسازيم. فكر مي كنم دلايلم تا حدي قابل قبول باشد. ضمنا ستاد 88 نفره جوانان حامي خاتمي راه اندازي گشته . از نسل سومي هاي حامي سيد خندان مي خواهم تا خود را به ستادهاي استاني معرفي نمايند.

در آخر هم از آقاي جلايي پور تشكر ميكنم كه كه دريچه جديدي برايم باز نمود . و از دوستان روزنامه اعتماد ملي  تقاضا دارم  ديگر از اينگونه خبرها استفاده ننمايند زيرا با شنيدن  اين اخبار احتمال ايست قلبي در ميان جوانان زياد است. 

م. بيگلربيگي از بهشهر

 

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387  توسط محسن  | 


خطاب به سید محمد خاتمی در سال ۱۳۹۲: آمدی جانم به قربانت ؟ ولی ای کاش سال ۸۸ می امدی

جدیدا یک قسمتی توی کیهان چاپ میشه. صفحه دوم اینجوریه

گفت : اگه آقای احمدی نژاد (دکتر) اینبار هم کاندید شود رای بی سابقه ای می آورد

گفتم : مگر این مردم چشم و گوش و دهان و زبان و دندان ندارند

گفت : این چه حرفیست . تو این چهار سال دندان هایشان را خودشان  کشیده اند تا گوشت نخورند چشم ها یشان را خودشان کور کردند تا نبینند . دهان را هم بسته اند چون زبانبیرون نیاید  زیرا زبان قرمز سر لجنی را می دهد به باران. بقیه هم که دیگه بدرد نمی خورد.

گفتم : اگر اینطور باشد که تو می گویی اینبار ۷۰ میلیون رای می آورد

گفت : قاطی کردی این همه ادم که حق رای ندارند

گفتم . نه خودت گفتی وقتی کسی چشم ندارد که ببیند همه رای می دهند و ناظران هم که اگر ببینند زبان ندارند که بگویند. به همین سادگی.

گفت : راست می گویی من بروم شیرینی بخرم بیاورم جشن بگیریم برای ۵ سال دیگر

گفتم : بپر برو . شیرینیش هم تر باشه. داری میای برای من هم بخر

گفت : تو چرا تو که خط و جناحت با ما نمی خوونه

گفتم : چون سید محمد هم می خواد بیاد.

گفت : بیاد فکر می کونی رای میاره؟ تازه اگه هم بیاره ۲۰ میلیون رای داره؟ تازه اگه هم برنده شه کیفیت رای مهمه. ما تمام این ۱۷ میلیون رایمون همه دکترا دارن اونم از آکسفورد.

گفتم راست می گویی.

نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387  توسط محسن  | 


تحلیل فیلم

دایره زنگی؛ قانونی که برای شکستن وضع می‏شود، حفظ می‏شود یا اصلاح نمی شود

 

دایره زنگی، ساخته پرسیا بخت‏آور و به نویسندگی اصغر فرهادی، چندروزی است که بر پرده اکران سینماهای تهران قرار گرفته است.              .
دایره زنگی در نگاه اول کمدی می نماید، اما دقت بیشتر در آن، درامی اجتماعی را پیش روی مخاطب قرار می‏دهد که فراتر از رویه تصویری فیلم درباره کشمکش ساکنان یک آپارتمان مسکونی در مسائل مختلف، حول موضوع دیش های ماهواره روی پشت بام ساختمان است                                                  .
فیلم فارغ از نقدهای مختلفی که می توان بر جنبه های گوناگون آن وارد کرد، در بطن خود حاوی نکته‏ای کاملا برانگیزاننده است؛ عادی شدن موضوعی به نام ماهواره برای حداقل تعداد زیادی از شهروندان و چالش ها و پیامدهای عرفی و قانونی این قانون شکنی همگانی                                          .        
اولین ساخته خانم بخت‏آور، در عین مفرح و شلوغ بودن، گویای یک نکته کاملا عادی شده است که به راحتی در تحلیل‏های روزمره فراموش می شود. قانونی که هر روزه در ابعاد وسیع شکسته می شود و بی تفاوتی مسئولان و قانونگذاران درباره قانون شکنی روزمره ای که کاملا به عنوان یک نافرمانی مدنی علنی روزانه قابل تحلیل است                            .
اینکه چه بستر، عامل یا عواملی، از ضعف برنامه های فرهنگی تولیدی و ضعف برنامه ریزان فرهنگی تا ضعف و ناکارآمد بودن قانون و ... زمینه های این پدیده را فراهم آورده است، موضوع این تحلیل نیست، بلکه موضوع توجه دادن مسئولان و قانوگذاران به عواقب بسیار ناگوار اين پدیده است                                                     .
ریختن آبروی قانون و عادت همگانی به بی احترامی نسبت به قانون، تنها یکی از نتایج ناخوشایند ناکارآمدی نسبی قانونی است که زمانی ممکن بود کارآمد باشد                                                         .
صحبت در این نیست که قانون منع دریافت برنامه های ماهواره‏ای لغو یا اصلاح شود، صحبت در این است که وضعیت کنونی به وضوح نامناسب است و می بایستی برای ادامه وضع موجود فکر اساسی کرد                                       .
به قول ظریفی، هر دیش ماهواره ای که مسئولان به هنگام ترددهای روزانه در شهر، بر بام منازل تهرانی ها می‏بینند دستی است که همه روزه به نشانه نافرمانی مدنی، در سرپیچی از قانون، ناخودآگاهانه بالا آمده است و اینکه، آیا برای درمان این درام شهری کاری انجام خواهد شد یا همچنان همگان آن را به شکل یک طنز اجتماعی خواهیم پذیرفت                                                                                                                                       
جدایی دولت - ملت و کاهش مشروعیت اجرای قوانین، فرایندی بسیار ساده تر از آن است که تصور می شود و نیاز به معجزه ندارد. ناکارآمدی قوانین و محافظه کاری برای اصلاح یا بهبود آنها یکی از راه های میان بری است که ناخودآگاه به چنین نتیجه تلخی می رسد.                                         .
کوتاه سخن آنکه، قانونی که برای شکستن وضع می‏شود، حفظ می‏شود یا اصلاح نمی شود، نه تنها تفاوت چندانی با بی‏قانونی ندارد بلکه تاثیرات منفی خاص خود را نیز به همراه خواهد داشت

. www.aftab.ir

 

نقدي ديگر بر فيلم

اینجـا تهــران است؛ و نگاه فیلمسازان اجتماعی ما باید آیینه تمام نمایی از زندگی معاصر جامعه شهری باشد.مدت ها است که از دیدن "فیلم اجتماعی" خوب و سالم محروم شدیم. فیلمهایی هم که داعیه این نگاه را دارند یا در جو سانتی مانتالیزم مرسوم،دچار شعارزدگی می شوند؛ ویا همچون فیلم مستند "خسرو عبدالله زاده" (نیما شاهرخ شاهی) در "دایره زنگی" با ارائه تصاویر اگزوتیک (غریب نما) و سیاه نمایی مطلق از ایران در پی کسب جایزه در فستیوال های خارجی هستند.

در این شرایط، "دایره زنگی" نمونه خوبی از یک "فیلم شهـری" همراه با "طنز تلخ اجتماعی" است.فیلم با شناخت درست و واقعی از شرایط روز،موضوع "ماهـواره" را به عنوان عامل بغرنجی در خانواده های سنتی و شبه روشنفکری مطرح می کند.با این رویکرد که خانواده ایرانی هنوز نتوانسته مابین ارزش های سنتی-مذهبی خود و عوامل غیر قابل کنترل دنیای مدرن (ماهواره و اینترنت و...) تعادل و تعاملی برقرار کند.

در نتیجه تمامی سطوح جامعه دچار تناقض های فرهنگی-اجتماعی می گردد؛ که این حالت پارادوکسیکال دستمایه ای برای طرح داستان "دایره زنگی" است.اینگونه است که مثلا "شعله" (بهاره رهنما) نذر می کند در صورت برگذاری کنسرت لس آنجلسی اش،یک ماه سفره حضرت عباس(ع) برپا کند! ... با نشانه شناسی فیلم ، این پاردوکس می شود تقابل "پیرجامه" با "ماهواره" !! از زاویه ای دیگر،"دایره زنگی" فیلمی است در امتداد جریان فکری-محتوایی "چهارشنبه سوری" .

 اگر "اصغرفرهادی" مضامین آسیب شناسی فرهنگی را در "چهارشنبه سوری" به شکل رئال و با لحنی تلخ و گزنده روایت می کرد؛ این بار در "دایره زنگی" همان دغدغه های اجتماعی-فرهنگی را به کمک "پریسا بخت آور" با فرمی شاد و لحنی کمیک تصویر می کند. در "چهار شنبه سوری" بیننده همراه با "روحی" (ترانه علیدوستی) به آپارتمانی وارد می شود تا از لایه های پنهان مناسبات یک خانواده متوسط شهری مطلع شود.

در فیلم "دایره زنگی" نیز مخاطب همراه با "محمد و شیرین" (صابر ابر و باران کوثری) به بهانه نصب دیش ماهواره درگیر ماجراهای آپارتمانی می شود که هریک از همسایه های آن نماینده قشر خاصی از یک طبقه اجتماعی است. مضمون "تشکیک در کانون خانواده" و "بحران های جنسی-عاطفی" در آثار متاخر "اصغر فرهادی" چه به عنوان کارگردان (در چهارشنبه سوری) وچه به عنوان نویسنده (در دایره زنگی) به خوبی هویدا است.

هر چند سؤتفاهمات ایجاد شده در این فیلم، لحنی طنزآلود به خود می گیرد؛اما فیلم در پس این شیرینی، طعم گـَس ناامنـی اجتماعی-خانوادگی را در کام تماشاگر می گذارد. فیلمنامه "دایره زنگی" علی رغم شلوغی و پرسوناژهای متعدد،انباشته از "جزئیات و ظرائفی" است که هر کدام خط ربطی می شود برای اتصال داستانک های جاری در فیلم به یکدیگر.اینکه تمامی تصادفات داستانی و سؤتفاهمات ایجاد شده در فیلم توجیه منطقی و قابل باور داشته باشد؛ امری است که نشان از وسواس و دقت نظر نویسنده و کارگردان دارد. هر کدام از اتفاقات و دیالوگ ها پیش زمینه است برای اتفاقات بعدی به طوریکه تداخل و تضارب روایت های داستان در یکدیگر کامل کننده محتوای کلی اثر است. "پریسا بخت آور" به خوبی توانسته با کمک نشانه های سینمایی و کدگذاری تصویری مانع از سردرگمی تماشاگر در سیر حوادث متعدد داستان شود. ضرباهنگ تند و سرخوشانه فیلم نیز با تقطیع حساب شده سکانس ها در یکدیگر عامل دیگری در جذابیت فیلم است.ساختار بصری فیلم با تکنیک "دوربین روی دست" برای تعقیب بازیگران در صحنه های پر حرکت، پویایی فیلم را دوچندان کرده؛ و این در حالیست که در فضای محدود آپارتمانی عموماَ با کادرهای بسته (کلوزآپ و مدیوم شات) مواجه هستیم. با آنکه پرداخت دقیق و حساب شده فیلم، فصل زائد و دیالوگ بدون کارکردی را در فیلم باقی نگذاشته؛اما شاید با صرف نظر کردن از برخی حواشی غیر ضروری (ونه زائد) می شد خط اصلی داستان را پر رنگتر و تاثیر گذارتر از آنچه هست روایت کرد.تعدد مضامین و ریتم پرشتاب فیلم علی رغم ویژگی مثبت آن، فرصت تمرکز و تحلیل آگاهانه حوادث را از مخاطب عادی صلب می کند.و شاید این پرگویی است که فیلم را از رسیدن به انچه ماحصل "چهارشنبه سوری" بود؛ بازمی دارد. در "چهارشنبه سوری" تماشاگر این فرصت را داشت تا با تمرکز کافی بر سیر زندگی جاری در فیلم و با رد پیش فرض های غلط اولیه اش،به رهیافتی تلخ (اما به شدت واقعی) از زندگی شهری برسد. "دایره زنگی" نیز این شکل از روایت را در حالتی تعمیم یافته و وسیع تر در یک آپارتمان مطرح می کند.پس طبیعی است که برای هضم بهتر رویدادها نیاز به تامل بیشتر مخاطب باشد. دراینصورت شاید مخاطب عام هم بهتر بتواند با ریتم تند و پرشتاب فیلم همراه شده و نگاه دردمندانه فیلمساز را در پشت اتفاقات با نمک فیلم درک کند.نگاه هشدار آمیزی که با تاکیدات کوتاه فیلم بر عکس العمل "کودکان آپارتمان" قابل ردیابی است. مواجهه خردسالان با دنیای پر از ضدونقیض بزرگسالان نه تنها در دیالوگهای بامزه دخترک خانم مدیر، بلکه با اینسرت های تصویری کارگردان بر چهره کودکان، در سیر بحران های فیلم خود نمایی می کند. این همان هشداری است که در "چهارشنبه سوری" نیز به شکلی گذرا بر پسربچه خانواده و اتفاقات مدرسه اش اشاره شده بود. "دایره زنگی" بعد دیگری از "عـدالت اجتمـاعی" را به چالش می کشد. آنجا که حتی قانون هم دستش از رسیدن به "عدالت" کوتاه می ماند. هرکدام از ساکنین آپارتمان تنها در پی رفع مشکلات شخصی خودشان است،که درگیر ماجراهای سلسله دار نصب ماهواره می شوند. هرچند هر کدام نسبت به این مسئله موضع شخصی خود را دارند(که می تواند درست یا غلط باشد)؛ اما برای رسیدن به مقصودشان ملاحظه هیچ کـس دیگری را نمی کنند! در این میان تنها "محمد"(صابر ابر) است که صادقانه برای کمک به "شیرین"(باران کوثری) به آب و آتش می زند.پس چگونه است که قـانون در پی این همه هیاهـو تنها او را مستوجب مجازات می داند؟! "دایره زنگی" به عنوان اولین فیلم "بخت آور" می تواند نقطه روشنی در "سینمای کمدی–اجتماعی" ایران محسوب شود. سینمایی که نه فیلمهای کمدی اش چیزی فراتر از "لودگی" ارائه می دهد و نه سینمای اجتماعی اش سنخیتی با جامعه کنونی دارد. پس باید ارزش فیلمهایی چون "دایره زنگی" را دانست؛ حتی اگر مجوز اکران در جشنواره نگیرد یا اصلاحیه های متعدد به فیلم اعمال شود! باید شرایط "واقـعـی" جامعه را درک کرد. گفتم که .... اینجـا تهــران است...!

 www.cinegah.com

 

نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387  توسط محسن  | 


sss

این عکس که گرفتم به قول استاد بنایی نکته داره

لب دریا نشسته بودم یکدفعه تلفن همرام صداش دراومد. پشت خط مهندس حسنی خورشیدی بود  اونجا بیادش نوشتم بهنگر

نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387  توسط محسن  | 


lahv;j
نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387  توسط محسن  | 


www.mowj.ir

www.yaarinews.ir

نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  توسط محسن  | 


 

 

نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387  توسط محسن  | 


ستاد باز باران