تبليغاتX
دفتر هاي سبز من یا غم؟

من به عنوان یک جوان ایرانی می گویم :خاتمی خواهد آمد.

از ماهای گذشته هر جا او را می بینند از او می پرسند: جناب آقای خاتمی آیا در انتخابات ریاست جمهوری دهم حاضر به کاندیداتوری می شوید؟

و او هم پاسخی قاطع نمی دهد. هر گاه جمعی از اصلاح طلبان گرد هم می آیند صحبت هایشان حول محور حضورخاتمی است. و هر زمان که محافظه کاران با یکدیگر می نشینند  در حال پای ریزی نقشه ای  برای عدم حضور او هستند.

می خواهم چند سالی به عقب برگردم. بروم به خرداد 80 ،جلوی ستاد تبیغاتی سید خندان روبروی تلویزیون ایستاده بودم آن روزها 12 سالی داشتم پرشور و داغ با جلیقه خبرنگاری . نوار ویدئویی از تهران رسیده بود همه جمع بودند. آغاز شد. به یاد دارم که اینگونه گفت:

 ((اول اینکه هنوز راه دراز ناپیموده ای پیش روی ماست و با همه این مشکلات باید این راه را پیمود.با کمک ملت و با حضور ملت و هرگاهی که به حریف نزدیکتر شویم یک پیروزی است و از مشکلات نباید هراسید.  

دوم اینکه وقتی کسی در موقعیت من قرار می گیره با محبت و یک دنیا امید مردم رییس جمهور می شود و این محبت و امید مردم به او اعتبار می دهد در داخل و خارج ، او دیگر نمی تواند نقاط تصمیم گیری را فقط تشخیص ها ی فردی و شخصی خود قرار بده. و با توجه به شرایط عموم و نیاز عموم جامعه که احساس می کنه  تصمیم بگیره. وقتی هرکسی به من دسترسی دارد یا صدا و نظرش را به من می رساند، از من می خواهد که بیایم ،من این تشخیص را بر تشخیص خودم ترجیح میدهم . ))

و این جمله آخر را با بغضی گفت که تمامی دوستان اشک ها ریختند.

حال چند سوالی ذهنمان را در گیر می کند.

1-                آیا راه دراز پیموده شده است ؟

2-                آیا دیگر حریفی نیست؟

3-                آیا محبت مردم نسبت به او کاسته شده؟

4-                آیا او می تواند نقاط تصمیم گیری را فقط تشخیص های فردیش قرار دهد؟

5-                آیا مردم او  را نمی خواهند؟

 

و حال پاسخ ها

در پاسخ به سوال اول: راه دراز هم اکنون و در شرایط فعلی دراز تر گشته و تمامی پل ها و معابر گذشته تخریب شده  است از  اعتبار  ایران در مجامع خارجی گرفته تا وضعیت نا به سامان اقتصادی و تحریم های شورای امنیت این راه کمی پیموده شده توسط خاتمی ، دوباره به نقطه اول رسیده است .

در پاسخ به سوال دوم: خودتان می دانید که حریف اکنون نیرومند گشته و از تمامی راه ها چه درست و چه غلط به اهداف خود می رسد . پس باید به حریف نزدیکتر شویم و یا سبقت بگیریم و پیروز شویم.

پاسخ به سوال سوم و پنجم: چیزی که اعیان است چه حاجت به بیان است ، براساس آخرين نظرسنجي‌ها (از نظرسنجي‌هاي محرمانه و غيرمحرمانه و علميِ ايسپا و نهادهاي دولتي و مؤسسات پژوهشي داخلي و خارجي گرفته تا نظرسنجي‌هاي محدودترِ نشرياتي چون چلچراغ و سايت‌هاي اصلاح‌طلب و حتي اصولگرا همچون عصر ايران) محبوب‌ترين سياستمدار ايراني و نامزد مطرح ‌است و با نفرات بعدي فاصلة فاحشي دارد؛ ‌سفرهاي داخلي‌اش در دوران پس از رياست جمهوري بدون تبليغات مورد استقبال گستردة مردم قرار مي‌گيرد؛‌ ديدارش از نمايشگاه كتاب سال 87 به علت ازدحام شگفت‌انگيز جمعيت ناتمام مي‌ماند؛ حضورش در دانشگاه تهران در 16 آذر 86 مورد استقبال كم‌سابقة چندهزار دانشجوي «سابقاً ناراضي» و «هم‌اكنون حامي» قرار مي‌گيرد؛ در سال 87 مخاطب نامه‌هاي صدها وبلاگ‌نويس «سابقاً منتقد» و «هم‌اكنون هواخواه» واقع مي‌شود؛ در مسابقة پيامكي سيما در سال 86 براي انتخاب مرد سال ايران بالاترين رأي را مي‌آورد (گرچه نتيجه‌اش به دلايل واضح اعلام عمومي نمي‌شود)؛ ديدار عمومي‌اش در اسلام‌شهر چند روز پيش از انتخابات مجلس هشتم به تغيير معنادار و چشمگير موازنة آراء از محافظه‌كاران به اصلاح‌طلبان مي‌انجامد و حضورش در هر جمع و محفلي (از اعياد و وفيات مذهبي و كنگره‌هاي سياسي تا همايش‌هاي علمي و جشن‌هاي چلچراغي) واكنش‌هاي عاطفي و گرم كم‌نظيري را برمي‌انگيزد. حتي برخي بر اساس مشاهدات شخصي خود معتقدند محبوبيت خاتمي به علت عملكرد ضعيف و سوء مديريت دولت نهم از گذشته نيز بيشتر شده‌است. از سال 80 تاكنون نيز چندين ميليون جوان به واجدين حق رأي پيوسته‌اند و محبوبيت خاتمي در ميان اين جواناني كه دوم خرداد را در دبستان تجربه كرده‌ بودند قاعدتاً بيشتر از ديگر اصلاح‌طلبان و محافظه‌كاران است. و همچنین در سفرهای استانی حضور مردم بیان گر این است.

پاسخ به سوال چهارم کمی مشکل است و باید از او پرسیدکه آیا اینگونه است ؟

و با توجه به تمامی این سوال ها که از بیانات سید محمد خاتمی طرح گشته و پاسخ هایش که بسیار واضح هست و نیاز به نفسیر ندارد. من به عنوان یک جوان ایرانی می گویم خاتمی می آید و دیگر هیچ حرفی ندارم و خیالم راحت است و تا زمان تبلیغات به خودسازی و فرهنگ سازی می پردازم در آخر با درج قسمتی از وب سایت یاری که دوستان عزیزم برای آمدنش (سید خندان )طراحی نمودن سخن به پایان میرسانم و قلم بر زمین .

 

باید که بیایی
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
جناب آقای سید محمد خاتمی
این بایدها اینگونه است که باید بیایی
باید اول: صیانت از دیانت، باید دوم: حفظ عزت ملت، باید سوم: دفاع از جمهوریت، باید چهارم: پاسداشت اخلاق و سیاست، باید پنجم: اصلاح وضع معیشت، باید ششم: حراست از حریت و عدالت، باید هفتم:
عقلانیت و مدیریت

بر اساس همین بایدهاست که حالا آمدنت را نه زمزمه می کنیم که فریاد می زنیم، ما نیز هنوز بر همان عهد پیشین استواریم، ایران و ایرانی را لبخندی نیاز است و پیمودن همان راهی که آغازش با تو بود، بایداین گام برداشت اما استوارتر. اگر اردیبهشت سال ١٣٨٠ گفتی که تشخیص مردم برایت مهم است، بار دیگر ما تشخیص خود را اعلام می کنیم و براین اعتقاد خود راسخ هستیم که خاتمی همان خاتمی است و مردم هم همان مردم فقط زمانه سردرگم است و بی برنامه که با یاری خدا، خاتمی و مردم قطار ایران به ریل اصلاحات بازمی گردد.

محسن بیگلربیگی مرداد ۸۷

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387  توسط محسن  | 


ستاد باز باران